نایس مووی

دانلود فیلم The Superdeep

دانلود فیلم The Superdeep

( download the superdeep movie )

خلاصه داستان : داستان فیلم The Superdeep بر اساس وقایع واقعی است که در دهه 1970 ، عمیق ترین چاه جهان با عمق بیش از 12 هزار متر در منطقه مورمانسک برای اهداف تحقیقاتی حفر شد. در حین حفاری ، حسگرهای لرزه ای شروع به جمع آوری صداهای عجیب و غریب کردند ، انفجاری رخ داد که منجر به وقایع عرفانی شد.
فیلم The Superdeep

فیلم The Superdeep

درباره ی فیلم The Superdeep

سوپردیپ (روسی: Кольская сверхглубокая) یک فیلم ترسناک روسی در سال 2020 به کارگردانی آرسنی سیوهین است براساس زندگی واقعی Kola Superdeep Borehole.

این فیلم بر روی گروهی از محققان و سربازان متمرکز است که رمز و راز پیرامون گزارش شیوع بیماری را در یک مرکز تحقیقاتی مخفی زیرزمینی در سال 1984 روسیه تحقیق می کنند.

فیلم The Superdeep

فیلم The Superdeep

داستان و طرح

در سال 1984 ، آنا فدورووا ، متخصص اپیدمیولوژی روسی ، پس از داوطلب شدن همكار تحقیقاتی خود ، دکتر زوتوف ، داوطلب آزمایش واكسن بر روی خود بدون آزمایش اولیه یا آزمایش حیوانات كه منجر به مرگ وی شد ، تلاش می كند تا استعفا دهد. سرهنگ موروزوف از اطلاعات نظامی که بر این پروژه نظارت دارد ، وی را متقاعد می کند تا آزمایشات انسانی را بدون آزمایش اولیه و آزمایش حیوانات ادامه دهد تا به سرعت واکسن نیروهای روسی را در آفریقا تهیه کند.

بعداً ، آنا سالهای جدید را در کنار خانواده و دوستانش جشن می گیرد و به او تبریک می گوید که قادر به ساخت سریع واکسن است. او از سرهنگ تماسی دریافت می کند که به او می گوید که آنها به زودی به سوراخ سوراخ کولا عزیمت می کنند. صداهای با منشا ناشناخته در اعماق زیر سطح و کمی بعد از مفقود شدن 20 نفر ضبط شد. چاله آنچنان که عموم مردم معتقدند نیست بلکه یک آزمایشگاه عمیق تحقیقات زیرزمینی است. دکتر گریگوریف رئیس تحقیقات این مرکز پس از انتشار گزارش هایی مبنی بر پنهان کردن بیماری ناشناخته ای در این مرکز ، تقبیح شد. آنا وظیفه بازیابی نمونه ها را دارد و به وی قول داده می شود در صورت موفقیت رئیس انستیتوی دفاع بیولوژیک نظامی باشد.

آنا ، سرهنگ و یک دسته از سربازان به سرگردی سرگئی مک کیف با هلی کوپتر به تاسیسات یخ زده مورمانسک منتقل می شوند. هنگام فرود ، شخصی با هلی کوپتر آنها روبرو می شود که حاضر به اطاعت از دستورالعمل ها نمی شود. چندین بار مورد اصابت گلوله قرار می گیرد اما به سمت هلی کوپتر ادامه می دهد. او یک نارنجک دستی منفجر می کند ، خود را می کشد و خسارت جزئی به هلی کوپتر و سرنشینان آن وارد می کند. آنا بدن مرد را بازرسی می کند و متوجه می شود که این بافت درخشش قرمز ضعیفی دارد و نمونه هایی که از جسد جمع می کند به سرعت خراب می شود.

آنا سایر کارمندان این مرکز را که در حال تخلیه هستند بازرسی می کند و در حالی که آنها هیچ علامتی ندارند ، یکی از مردان به نام زیمین به آنا می گوید که به آنها دروغ گفته اند. وی اظهار داشت که این یک بیماری نیست و سطح پایین تر این مرکز جهنم است. آنا ، سرهنگ و تیم توسط معاون تحقیقات مرکز تأسیسات پیتر آکوزنتسوف و مردی که رازداری دکتر گریگوریف در مورد بیماری را گزارش کرده است ، ملاقات می کنند. دکتر گریگوریف می خواهد تضمین کند که کارکنان باقیمانده که در مراحل تخلیه در سطوح پایین تاسیسات مهر و موم شده اند نجات داده شوند و در عوض وی از آنجا که قبل از ورود تیم ها همه کدهای رمز امنیتی را تغییر داده است ، به آنها کمک خواهد کرد.

این گروه با کامیون به زیر زمین می روند و به آسانسور وارد تاسیسات می شوند. مدیر سابق نشان می دهد که کدهای عبور واقعاً تغییر کرده اند و تنها کسی است که آنها را می داند. یک کلید آسانسور نیز با کدهای عبور لازم است و اگر 3 بار رمز عبور نادرست وارد شود ، آسانسور به عنوان یک اقدام احتیاطی امنیتی سقوط می کند. او کد عبور صحیح را تایپ می کند و آسانسور را فعال می کند.

گروه به تاسیساتی که تقریباً 5220 متر پایین است واقع می شوند. هنگام پایین آمدن ، ترمزهای آسانسور جواب نمی دهند و دکتر گریگوریف آسانسور را کم فشار می کند و ماسک اکسیژن می زند. این گروه در حالی فرار می کنند که دکتر گریگوریف با کلید آسانسور به داخل تاسیسات فرار می کند. این گروه در سطح “توچال” واقع می شوند که محل زندگی تسهیلات است. یک نقشه در نزدیکی توضیح می دهد که یک آسانسور از سطح به توچال و یک آسانسور دیگر در آن طرف استراحتگاه وجود دارد که تا سطح تحقیقاتی به نام “صحرا” است. همچنین مسیرهای برگشتی در شافت وجود دارد که از هر سطح به سطح منتهی می شود اما آنها مهر و موم شده اند و دمای آن 200 درجه است و نیاز به لباس محافظ برای عبور از آنها را تسهیل می کند.

با جستجوی سطح استراحتگاه ، آنها یک مهندس به نام نیکولای و پزشکی به نام کیرا را در کافه تریا پیدا می کنند که در حین تخلیه اولیه از آنها جا مانده بود. هنوز هیچ نشانی از دکتر گریگوریف نیست. آنا در آزمایشگاه پزشکی آزمایشات Kira و Nikolay را انجام می دهد و هیچ نشانه ای از عفونت وجود ندارد. آنا با دکتر گریگوریف روبرو می شود که به او التماس می کند تا دیگران را از شافت تخلیه کند و نمی تواند کلید آسانسور را به او بدهد. آنا برای دیگران فریاد می کشد و دکتر گریگوریف زخمی شده و با استفاده از آسانسور به سطح تحقیقاتی صحرا فرار می کند. سرگرد پیشنهاد می کند برای تعقیب دکتر گریگوریف از شافت برای پایین آمدن به صحرا استفاده کنند. این گروه دریچه دسترسی به شافت را پیدا می کنند که منجر به سطح تحقیق می شود اما دکتر گریگوریف دستور داده بود قبل از تخلیه آن را جوش دهند. این در با خراش هایی پوشانده شده است که هشدارهای شومی مانند “به ما کمک کن” ، “ما را از شر نجات بده” و لاتین به “گرسنگی سیری ناپذیر” ترجمه می کند. گروهی از سربازان به رهبری Egorov لباس محافظتی را بر تن کرده و هنگام باز شدن درها از داخل شافت ، قصد دارند از طریق شافت به سطح تحقیقاتی صحرا پایین بیایند. یک دستیار آزمایشگاه تنها به نام اولگا بدون هیچ گونه تجهیزات محافظ پیدا می شود و در حالی که اگوروف و تیمش از شافت پایین می آیند ، برای مشاهده و آزمایش به آزمایشگاه پزشکی منتقل می شوند.

فیلم The Superdeep

فیلم The Superdeep

اولگا علائم تب دارد اما اعلام می کند که بسیار سرد است. کمر او با رشد کپک مانند پوشانده شده است که 15 دقیقه قبل از آنا نمونه ای از آن وجود ندارد. نشان داده شده است که این نمونه به سرعت رشد می کند و کشف می شود که یک نوع قالب بسیار خطرناک است. اولگا و نمونه قالب همان درخشش کمرنگ قرمز را نشان می دهد که جسد مردی که خودش را منفجر کرد. رادیوهای Egorov به طور متناوب به عقب برمی گردند و می گویند که چیزی در هنگام فرود از شافت درست نیست. دکتر گریگوریف از طریق مخابره داخل ساختمان اعلام کرد که از آنجا که آنها از طریق شافت به سطح زمین تخلیه نشده اند ، وی چاره ای ندارد جز اینکه همه آنها را در داخل تاسیسات پلمپ کند. دکتر گریگوریف باعث انفجاری می شود که به پمپ فشار تاسیسات آسیب می رساند و باعث ریزش تأسیسات در عرض یک ساعت می شود. پس از بازگشت به آزمایشگاه پزشکی ، آنا و سرگرد دیواره های پوشیده شده از قالب را پیدا کردند که اولگا نیمی از زمین ذوب شده بود اما هنوز زنده است. اولگا ابرها را آزاد می کند و آنا می تواند به ماسک گاز برسد اما خیلی زود توسط کیرا مورد حمله قرار می گیرد که به شدت مانند اولگا آلوده و جهش یافته است. آنا در می یابد که قالب در معرض سرما می میرد و با استفاده از کپسول آتش نشانی از آزمایشگاه پزشکی خارج می شود و خود را ضد عفونی می کند در حالیکه سرگرد علائم عفونت را نشان می دهد.

پیتر این نظریه را مطرح می کند که این قالب ممکن است شبیه Cordyceps باشد ، قارچی که مورچه ها را مجبور به بازگشت به کلنی خود می کند و در نتیجه اسپور آزاد می شود و کل کلنی را آلوده می کند. آنا اوضاع را با سرهنگ در میان می گذارد و توضیح می دهد که قالب نمی تواند در شرایط سرما زنده بماند و یخ زدگی اطراف تاسیسات چیزی است که از گسترش آن جلوگیری می کند. تنها راهی که قالب می تواند ترک کند ، یک میزبان با جسم گرم است اما اگر میزبان در محیط سرد از بین برود ، قالب نیز می میرد. آنا سعی می کند تا سرهنگ را ترغیب کند که کسی را که آلوده است یا هر نمونه ای را از این مرکز خارج نکند ، اما او اصرار دارد که با کاهش قدرت اتحاد جماهیر شوروی ، سلاح بیولوژیکی جدیدی که قدرت و نفوذ جهانی آنها را تضمین کند ، مورد نیاز است.

هنگامی که گروه در حالی که لباس محافظتی با سرگرد آلوده پوشیده اند خود را آماده صعود از طریق شافت می کنند ، آنها از رادیو رادیویی را از اگوروف دریافت می کنند که می گوید آنها مورد حمله قرار گرفته اند و درهای سطح پایین را باز نمی کنند ، حتی اگر آنها باشند. سرگرد اصرار دارد که آنها به دنبال اگوروف و بقیه اعضای تیم او بروند. سه سرباز در جستجوی اگوروف و بقیه گروه به داخل شافت می روند که به سطح پایین تر منتهی می شود. اندکی بعد صدای تیراندازی به گوش می رسد و فقط 2 نفر از سربازان برگشتند که می گویند با چیز بزرگی روبرو شده اند ، سلاح های آنها هیچ تاثیری نداشته است و اکنون می داند آنها کجا هستند. سربازان ذکر می کنند که شافت نیز از بین رفته است. سرباز سوم بازوی خود را از دست می دهد و قبل از بسته شدن درب شافت ، گلوی خود را می شکافد. چیزی شروع به کوبیدن درهای شافت می کند و از بین می رود. نیکولای پیشنهاد می کند که آنها آسانسور را به سطح پایین بیاورند تا از هر قسمت از شافت که فقط به عنوان جیغ انسان و قدم های سنگین شنیده می شود فرار کنند. سربازان از جمله سرگرد پشت سر می مانند تا با آنچه که آنها را تعقیب می کند بجنگند در حالی که بقیه در آسانسور پایین می آیند.

آنا ، نیکولای ، پیتر و سرهنگ با موفقیت خود را به سطح پایین تری می رسانند که یخ زده و ظاهراً رها شده است. آنها یک ضبط صوت پیدا می کنند که آخرین کلمات دکتر گریگوریف را بازی می کند. وی این نظریه را مطرح می کند که میلیون ها سال پیش این قالب توسط عصر یخبندان متوقف شده و این توانایی را دارد که نه تنها سیستم عضلانی و عصبی افراد آلوده را کنترل کند بلکه می تواند آلوده را با هم مخلوط کند. این گروه دیواری از آلوده را در هم ذوب شده و در اثر سرما از بین می برند. دکتر گریگوریف اظهار داشت که قبل از مرگ او سطح تحقیق را ترک می کند و آخرین بار ارگانیسم را می بیند. سرهنگ تصمیم می گیرد تا وارد محیط 200 درجه شود تا کلید آسانسوری را که دکتر گریگوریف با خود برده بود بازیابی کند. لباس محافظ همه توسط دکتر گریگوریف خرابکاری شده است ، بنابراین سرهنگ باید بدون محافظت از آن استفاده کند. قبل از رفتن او می گوید که آنا حق داشت به این دلیل که اجازه داده نمی شود قالب از مرکز خارج شود و او می تواند کارهای بیشتری از آنچه او می تواند انجام دهد. از آنجا که او یک افسر است ، موظف است گزارش آنچه در این مرکز رخ ​​داده را گزارش کند. آنا ، پیتر و نیکولای توافق دارند که حتی اگر آن را بازگردانند ، نباید در مورد قالب به کسی بگویند زیرا کسی در نهایت سعی خواهد کرد روی آن تحقیق کند و می تواند تمام زندگی روی زمین را به خطر بیندازد. دکتر گریگوریف و بقیه محققان در سطح پایین سعی در مخفی نگه داشتن قالب داشتند و هنگامی که کشف شد ، دکتر گریگوریف سعی در تأسیس آب بندی این قالب داشت تا قالب و هرگونه دانش در مورد آن فرار نکند.

سرهنگ در مدت زمان معقولی برنمی گردد بنابراین آنا برای بازیابی کلید آسانسور به محیط 200 درجه ای محل زندگی ارگانیسم می رود. او متوجه شد که سرهنگ با کلید مرده است و کل محیط یک غار غول پیکر است که قالب درخشان آن دیوارها را پوشانده است. پس از بازگشت با کلید ، پیتر دو نفر دیگر را با اسلحه مجبور می کند تا کلید را به او بدهد تا بتواند به سطح زمین برگردد و به دلیل کشف قالب به شهرت برسد. هر سه نفر به سطح توچال برمی گردند و می توانند فریادها و ناله های دوره ای را بشنوند. پیتر مورد حمله یک موجود بزرگ قرار می گیرد که از میزبان آلوده جیغ کشیده شده و همه در یک موجود زنده ذوب شده اند. آنا در فریزر کافه تریا پنهان می شود و آب یخ را روی سر خودش می ریزد تا از این موجود رد شود و همچنین کلید آسانسور را از پیتر جذب شده بگیرد. آنا نیکولای را پیدا می کند و با همدیگر به سختی با سوار شدن به آسانسور به سطح موجود فرار می کنند. آنها برای شروع صعود خود از کلید آسانسور استفاده می کنند اما سرگردی را که فقط دور از چشم در آب شده است کشف می کنند. سرگرد التماس می کند که اجازه ندهند او به سطح زمین برود ، زیرا این امر باعث مرگ همه زندگی در کره زمین خواهد شد. نیکولای اصرار دارد که بدون توجه به هزینه ، از تاسیسات بگریزد و با خشونت با آنا بر سر کنترل آسانسورها می جنگد. سرگرد با خنجر زدن به گردن نیکلای ، آنا را نجات می دهد و او را می کشد. دولت های بزرگ اظهار داشتند که او می تواند آنا را احساس کند و آسانسور را خرد کند. آنا ، که به وضوح آلوده شده و اکنون درخشش قرمز قالب را نشان می دهد ، سعی می کند 3 بار به اشتباه کد آسانسورها را وارد کند تا سقوط آسانسور کاهش یابد ، اما قالب برای کنترل او اجازه نمی دهد. آنا قبل از اینکه آسانسور متوقف شود ، می تواند 2 سکانس نادرست را وارد کند و توسط یک تیم Hazmat به بیرون کشیده می شود ، اما قبل از اینکه سکانس نادرست سوم را وارد کند ، آن را می کشد. آنا در حالی که آسانسور سقوط می کند نجات می یابد. در حالی که به آن سطح برده می شد ، آنا از یکی از سربازان Hazmat نارنجک می دزد و آنها را مجبور می کند تا او را رها کنند. اکنون آنا در بیرون از سرما و در محاصره سربازان ، سنجاق نارنجک را می کشد تا قالب درون خود را بکشد و موجودیت آن را مخفی نگه دارد.

کیفیت : 480 حجم : 751 مگابایت
کیفیت : 720 حجم : 1.07 گیگابایت
کیفیت : 1080 حجم : 2.08 گیگابایت
کیفیت : 1080HQ حجم : 2.87 گیگابایت
ثبت دیدگاه شما

نظرات کاربران